بازم نوشتنم مياد بازم مي خوام از خودم بگم
تو اين دنيا كه اين روزا بزرگترين و اساسي ترين دغدغهء آدماش يك فضاي مجازيه به اسم اركات
تو يه صبح قشنگ زمستوني من به دنيا ميام!اين ور دنيا تو يه جايي كه غربيا بهش كشور يا يكي از كشورهاي جهان سوم مي گن...هرچند من اصلا نفهميدم جهان اول يا لا اقل دوم ديگه كجاست...اما خب اوركات همچين خوب و آبدار بهم نشون داد جهان من يعني جهان سوم دقيقا يعني چي!همين طور سيل آفلاين مسج هاست كه سرازير مي شود كه
همي اينترنت پارس آن لاين نخري!كه اگه بخري گول مي خوري!و رابطهء تو واين مكان تخليهء تمااااااااااااااااااااااااااااااااامي عقده هاي زيبات به فاك مي رود!
يه دوستي بود مي گفت آدم به عقده هاش زندست...خود من اگه عقده اي نبودم هيچ وقت وبلاگ مي نوشتم؟!!
خلاصه اين جوري بگم...زندگي تو دنياي ما ام واسه خودش عالمي دارد..
.يارو نشسته داره نيل يانگ گوش مي ده...اوه!اوه!چي مي گه:
I am just a dreamer
But you are just dream
You could have been anyone to me
نگو بابا!من اعصابم خيييييييييلي ضعيفه!ولي بهترين چيز دنيا بازم همون عادته...مي دونين...ماها از بچگيمون به دنياي مجازي و
و گمان عادت داشتيم...واسه همين تخيل خوبي داريم....
يادمه درس شيمي نمرهء تفكيك شده داشت...پنج نمره تئوري و پنج نمره آزمايشگاهي كه سال تا سال از بس درش باز نمي شد توش گربه ها و موشا دنبال بازي مي كردن!اما كلاس گروه بندي شده بود...هر گروه يه سر گروه داشت و ما هر هفته گزارش آزمايش ها رو به شرح ذيل تحويل مسئول نا مرئي آزمايشگاه مي داديم:
آزمايش شماره
...
موضوع آزمايش
وسايل مورد نياز
شرح آزمايش
نتيجهء آزمايش
همين خوبه ديگه...ما آدماي بسازي بوديم!كلي هم خوب انشا مي نوشتيم!ديگه چيزي كم نداشتيم!همه چي رو به راه بود!حالا ام همينه...
معشوقي در كار نيست... اما ما كلي عاشقيم!
حس همذات پنداريم با نيل يانگ تريكيد....